تبليغاتX
...دنیای ماورایی من
به دنیای ماورا خوش آمدید

Anathema ، یه گروه Doom ، Gothic متالی که در سال 1990 شکل گرفت. گروه توسط برادران Cavanagah شکل گرفت. دو برادری که هر دو گیتار میزدن. با خوانندگی Darren White ، بیس Duncan Patterson و درامری با نام John Douglas . با نام اصلیه Pagan Angel .

Anathema یه گروه انگلیسی Doom و Goth متاله. سبکی که میشه Paradise Lost و My Dying Bride رو هم ازش نام برد. Anathema خودشون بر این عقیدا که چیزی بین Doom و Death متال بوجود آمدن، به ظاهر کارهاشون هم بیان گر همین مسئله هست.

 

Anathema کار هاشون رو با چند Demo در سال 1990 و 1991 شروع کردند. یکی از اینها An Iliad Of Woes هستش. که به عقیده کارشناسان یه کاریه که صراحتا از Paradise Lost و Black Sabath الهام گرفته شده. با چند Demo دیگه کارشون رو ادامه دادن تا نهایتا دز سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم رسمیه گروه با نام Serenades عرضه کردند. این البومشون 14 Track داره که تمامی این Track ها ساخته جمعی گروه هستش. این البوم رو Doom متال ترین کار گروه میدونن. کاری متوسط از گروه که اونرو برای معرفی گروه کافی میدونن.
سال 1994 و پس از تورهای مختلف Mini Album ی با نام Pentecost رو عرضه کردند. آلبومی که در مجموع کارهای رسمی گروه قرار نداره. اما اعتقاد دارن اون رو میشه جزو بهترین کارهای گروه دسته بندی کرد. این Mini Album از Anathema 4 Track داره. اما با زمان های طولانی . 10 و12 دقیقه ای!

 

بعد از این آلبوم خواننده گروه برای تشکیل یه گروه مستقل از اونها جدا شد . خواننده گروه به علت جنس صدا و علاقه خودش کار رو بیشتر به سمت Death پیش میبرد. پس از جدایی وی سمت حرکت کلی گروه کمی تغییر کرد و به طور کلی بیشتر به یه موسیقی با خاصیت Doom نزدیک شدن و در نهایت آلبوم The Silent Enigma رو در سال 1995 منتشر کردن. Track اولی این Album یا همون Restless Oblivion رو بهترین کار این آلبوم میدونن. Track ی با نام A Dying Wish هم از این Album جزو کارهای قوی گروهه. با یه Solo یی آروم و دلنشين شروع میشه. سولویی به نسبت طولانی که به یک باره با همراهی گروه قوی میشه. و صدای خواننده اضافه میشه. یک کاره سنگین و دارای یک ریتم زیبا که از نظر سرعت و نحوه خواندن خواننده کاملا در نوسانه. این کار خیلی زیبا کار شده. خصوصا اونجایی که با فرياد SILENCE خواننده همه سازهای یک لحضه ساکت میشن. جاهایی از این آهنگ کار بر اساس Bass به پیش میره. ضربه های آروم به Drum و یک جو Atmospheric ه قوی که جزو نقاط قوت Anathema به حساب میاد.

 

سال 1996 و آلبوم Eternity از گروه. عده ای اون رو بهترین کار گروه میدونن. کاری که از اون خشونت باقی مونده از Death متاله موجود در The Silent Enigma جدا شده و خشونت Guitar هاش با یک جو Atmospheric که توسط Keyboard تداعی میشه پیش میره. کاری که به عقیده کارشناسان چیزیه که تو گروه PINK FLOYD میشه دید. با این آلبوم تداعی کننده یک گروه جدید به حساب اومدن ، نه در حد یک گروه Doom ه دیگه. جزو نقاط قوت این کار همکاری Les Smith نوازنده Keyboard ه گروه Cradle of filth به حساب میاد.
بعد از این Album هم درامر گروه اونها رو ترک کرد و با یک درامر جدید عوض شد. در سال 1998 البوم Alternative 4 رو عرضه کردند. از این آلبوم Fragile Dreams رو کاری قوی میدونن. سال 1999 و آلبوم Judgment که بازهم کاری قوی از Anathema رو نشون داد. این آلبوم باز با همراهی درامر اصلی گروه بود که به گروه بازگشته بود. و باز هم 2 آهنگ خوب آلبوم رو ساخت. یعنی Don't Look Too Far و Wings of God . طرح Cover این آلبوم با Wing Of God ارتباط مستقیم داره. یک طرح بی نظیر که بسیار مورد تو جه قرار گرفت. این آلبوم رو نوعی برگشت مقتدرانه Anathema میدونن.

 

Anathema به طور کلی جزو گروههاییه که واقعا در سبک خودشون جایی برای حرف نذاشتن. کارهاشون اصولا دلنشینه. نوازندگی قوی سازها و صدای خوب خواننده گروه. گروهی که از چیزی بین Doom/Death متال به بهترینهای Doom/Goth تبدیل شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:48  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

در سال ۱۹۸۱ و به طور دقيق ۲۸ اکتبر نوازنده درام يعنی Larse Ulrich از طريق آگهی روزنامه پيشنهاد تشکيل يک گروه هوی متال را ميدهد که از طرف James Alan Hetfield نوازنده گيتار و خوانده پاسخ مثبت می گيرد .لارس در ۲۶ دسامبر ۱۹۶۳ در کپنهاگ دانمارک و جيمز در ۳ آگوست ۱۹۶۳ در لس آنجلس به دنيا آمده بودند . آنها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام Metallica را انتخاب کردند .

آنها برای انتخاب اعضای مناسب گروهشان دست به ساختن چند قطعه آزمايشی کردند . اولين کار آزمايشی اين گروه (کشتار آهنين) Metal Massacre در ژانويه ۱۹۸۲ با نوازندگی درام لارس , بيس و خوانندگی جيمز و تک نوازی گيتار ليودگراند به بازار عرضه شد . ولی در دومين قطعه آزمايشی آنان به نام (روشنايی را فراری دهيد) Hit the light تغييراتی در اين گروه صورت گرفت و به جای ليود گراند نوازنده ديگری به نام ديو ماستين Dave Mustaine نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام (ران مک گاونی) نوازندگی گيتار بيس را بر عهده گرفت که با آمدن او جيمز به نوازندگی گيتار و خوانندگی مشغول شد .

پس از آن آنان برای اجرای اين قطعات به سانفرانسيسکو سفر کردند که تمامی اجراهای آنان در کلوپ های زيرزمينی سانفرانسيسکو صورت گرفت . پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود به وجود بياورد و تمام نقاط ضعف خود را تقويت کند . از اين رو شخص جديدی به نام (جف وارنر) J.Warner به جای ران مک گاونی وارد گروه شد ولی اين عضو جديد هم نتوانست رضايت لارس و جيمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد . سرانجام در اواخر سال ۱۹۸۲ شخصی به نام (کليفورد لی برتون) Clifford Lee Burton متولد ۱۵ فوريه ۱۹۶۲ در کاليفرنيا که پيش از آن در گروه Truma فعاليت می کرد به گروه پيوست و با آمدن او گروه پيکره اصلی خود را پيدا کرد و آنان در ماه مه ۱۹۸۳ اولين آلبومشان را با نام (همه آنها را بکشيد) Kill em All را به بازار عرضه کردند . پس از به بازار آمدن اولين آلبوم مشکلاتی در گروه به وجود آمد که نتيجه آن اخراج ديو ماستين از گروه بود که ديو ماستين بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ايجاد گروه رقيبی به نام (مگادث) Megadeath زد .

پس از اخراج ماستين شخصی به نام (کرک همت) Kirk Hammet متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲ در سانفرانسيسکو که سابقا در گروه Exodus فعاليت داشته وارد گروه شد که يکی از بهترين شاگردان (جوساتريانی) Joe Satriani استاد بنام و پر آوازه گيتار بود . همت اولين اجرايش در ۱۶ آوريل ۱۹۸۳ به خوبی درخشيد و به سرعت خود را با ساير اعضای گروه هماهنگ نمود . گروه در ۱۲ آگوست ۱۹۸۳ اولين اجرای زنده شان را در شيکاگو اجرا نمودند که بيشتر جنبه تبليغاتی داشت . سپس انها برای اجرای دومين آلبومشان بنام (سوار بر آذرخش) Ride the lighting راهی دانمارک شدند . ولی پيش از آن به انگلستان رفتند تا به همراه گروه ديگری به نام (تيوستد سيستر) Twisted sister دست به يک اجرای زنده بزنند . آنجا بود که آنان با شخصی به نام (پيتر منش) Peter Mensch که پيش از آن گروه Def Leppard را به شهرت جهانی رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومين اثرشان با وی قرارداد همکاری بستند .

در اواسط سال ۱۹۸۴ دومين آلبوم اين گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از جند هفته چيزی در حدود ۱۰۰۰۰۰ نسخه از اين آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای اين گروه تازه کار محسوب می شد . اين موفقيت باعث شد که کار اين گروه مورد توجه کمپانی های تهيه و تکثير آلبوم های موسيقی قرار گيرد که در ميان اين شرکتها موسسه موسيقی (الکترا) Elcatra موفق به بستن قرارداد با گروه شد .

گروه پس از آن برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترين اجراهای آنها ميتوان به فستيوال (مانستر آف راک) Monster of Rock در انگلستان و (متال همر) Metal Hammer در آلمان اشاره کرد . آنان همچنين در ۳۱ آگوست ۱۹۸۵ موفق به دريافت جايزه Gold به خاطر بهترين گروه در آمريکا شدند . پس از اين موفقيت ها گروه تصميم به تهيه سومين آلبومشان به نام (ارباب عروسکهای خيمه شب بازی) Master of Puppets گرفتند و به کپنهاگ دانمارک برگشتند . آنان اين آلبوم را در اوايل سال ۱۹۸۶ به بازار عرضه کردند که با موفقيت فراوانی مواجه شد . آنان سپس در ۱۵ جولای همان سال به همراه Phil Collins و Eric Clapton تصميم به اجرای کنسرتی گرفتند که در اين ميان بر اثر حادثه ای مچ دست جيمز شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد . گروه به فعاليت خود ادامه ميداد تا اينکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعاليت گروه شد . در ۲۶ دسامبر ۱۹۸۶ هنگامی که گروه قرار بود در کشور سوئد به همراه گروه Anthrax به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر اين حادثه فردای آن روز يعنی ۲۷ سپتامبر کليف برتون بر اثر شدت جراحات وارده در گذشت . گروه به مدت دو ماه دست از کار کشيد حتی تا مرز انحلال پيش رفت تا اينکه جوانی به نام (جيسون نيوستد) که پيش از آن در گروه Flotsam & Jetsam فعاليت داشت به جای برتون وارد گروه گرديد.

کار جديدی که آنان پس از آمدن عضو جديدشان به بازار عرضه کردند (...و عدالت برای همه) نام داشت And Justice For All که دستگاه بيمار قضايی و عدالت کور جامعه آمريکا را زير سوال برده بود . آنان با طرحی که بر روی اين آلبوم گذاشتند نشان دادند که حرف اول را پول در اين جامعه ميزند و همانطور که در اين طرح مشاهده می شود الهه عدالت با چشمان بسته و ترازويی با کفه های پر از پول مشغول اجرای عدالت است .

اين گروه پس از اجرای در حدود ۱۲۰ کنسرت ناگهان در اواخر سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۹۱ ادامه داشت تا اينکه در ۱۲ آگوست آن سال گروه با بيرون دادن آلبوم ديگری به نام (سياه) Black دوباره قدم به عرصه موسيقی گذاشت . اين آلبوم شکوه و زيبايی يک کار گروهی را در موسيقی نشان می دهد . تمامی ترانه های اين آلبوم از آهنگ تند و سرعتی (ورود مرد شنی) Enter Sandman تا ترانه های سنگين (هيچ چيز ديگری اهميت ندارد) Nothing else Matter و (نابخشوده) Unforgiven همه و همه پر از تکنيک و سولوهای زيبا و متفاوت با يکديگرند . آنان برای تهيه اين آلبوم حدود ۱۱ ماه در استوديو مشغول کار بودند و نتيجه اين کار شبانه روزی آلبومی شد که چيزی در حدود ۵ سال جزو پر فروشترين آلبوم های موسيقی جهان محسوب می شد و در حدود ۱۰۰۰۰۰۰۰ کپی رسمی از اين اثر در سرتاسر جهان به فروش رسيد .

آنان از آگوست ۱۹۹۱ تا ژوئيه ۱۹۹۳ اقدام به برپايی بيش از ۴۰۰ کنسرت در سرتاسر جهان نمودند و اولين اجرای آلبوم جديدشان را در Madison Square Garden برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رايگان انجام دادند . يکی از بهترين اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت (فردی مرکوری) خواننده مشهور گروه (کوئين) Queen بود که به همراه گروه های ديگری چون Gun,n Roses و ديگر اعضای گروه کويين اجرا شد که بليط های اين کنسرت به نفع بيماران مبتلا به ايدز فروخته شده بود . پس از آن گروه از فعاليت خود کاست و به استراحت پرداخت . در اين زمان شايع شد که گروه قصد دارد به کار پايان دهد تا اينکه در سال ۱۹۹۶ گروه با ارائه البوم جديدشان به نام (بارگيری) Load به شايعات پايان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار باز هم کاری متفاوت محسوب می شود . آنان در سال ۱۹۹۷ کار ديگری به نام (بارگيری دوباره) Reload را نيز به بازار ارائه کردند که به گفته اعضای گروه مکمل کار قبلی آنها محسوب می شود . در اوايل سال ۱۹۹۸ گروه کار ديگری به نام (روزهای همکاری در گاراژ) Garage Days Inc را به بازار عرضه نمود . اشعار اين آلبوم که شامل ۲۷ ترانه می باشد متعلق به گروه های ديگر است که توسط گروه متاليکا بازخوانی و اجرا شده است . درست يک سال بعد يعنی در ۱۹۹۹ گروه آلبوم جديد و کاملا متفاوتی به نام (سمفونی و متاليکا) S & M را به بازار ارائه کردند . آنان در اين آلبوم بيشتر کارهای قديميشان را بازنويسی کردند و برای اجرای اين البوم از يک ارکستر سمفونيک کامل استفاده نمودند که ميتوان گغت اين تنها خلاقيتی بود که آنان برای تهيه اين آلبوم به آن دست زدند . آنان در اين آلبوم تنها دو کار جديد به بازار عرضه نمودند که (انسان منفی) وMinus Human و (شبدر بدون برگ) No Leaf clover نام داشتند . از ديگر کارهای گروه ميتوان به تک اهنگ I disappear اشاره کرد .

در سال ۲۰۰۰ جيسون نيوستد از گروه جدا شد و جای او را اکنون Robert Trujillo پر کرده است که در روز ۲۳ نوامبر ۱۹۶۴ در کاليفرنيا متولد شده و مدتی در گروه آزبورن فعاليت داشته است و سر انجام آخرين آلبوم متاليکا که تاکنون وارد بازار شده است آلبوم (خشم مقدس) St.Anger است که در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده که باز هم دارای سبکی متفاوت با کارهای قبليشان است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:44  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

Megadeath يه گروهه کار درست متال که کمتر ديده ميشه ازش حرفي زده بشه. يک گروه Thrash متال که در آمريکا و در سال 1983 توسط Dave Mustain شکل گرفت. البته بعد کنارگيري از متاليکا ( به عقيده عده اي از گروه متاليکا اخراج شد به دليل رفتار ناشايست. ) به هر ترتيب گروه رو با همراهي Dave Ellefson به عنوان بيسيت و Chrid Poland گيتارست و Chris Samuelson دراميست گروه راه اندازي کرد.

Megadeath هم مانند Metallica در بدو شروع کار يک گروه Thrash ساده بود. اما اين براي مدت کمي در گروه باقي ماند. با گوش دادن به Progressive متال و تاثير پذيري از آن ، بالاتر بردن سرعت کارهاشون ، خشن تر و سرعتي تر کردن سازها و استفاده از Lyric هايي که پوچ گرايي بيشتري رو نشون ميداد به سرعت بدل به يکي از پشگامان Thrash تبديل شد. خصوصا در دهه 80 مورد توجه موسيقي دوستان قرار گرفتن و در اندک مدتي طرفداران زيادي کسب کردن.

 


Mustain از وضعيت خانوادگي خوبي در زمان کودکي بهره نبرده بود. به علت مشکلات فراوان وي گاهي به سبب ترک مادر با عمه ، و يا عموهاش زندگي ميکرد. چيزي که هميشه بنا به گفته خودش باعث دلگرميش بود موسيقي خصوصا موسيقي متال بود. به همين دليل در 1981 ، Metallica رو با جيمز و لارس پايه گذاري کردند. بعد از گذشت 2 سال وقتي از Metallica جدا شد بلافاصله گروه Megadeath رو پايه گذاري کرد. با همراهي Kerry King ( گيتاريست حال حاضر Slayer ) و Lee Rauch دراميست گروه. اين ارنج براي مدت کمي باقي ماند و به سرعت گيتاريست گروه عوض شد.
اولين اثر گروه در اواخر سال 1984 تحت عنوان Killing Is My Business...And Business Is... عرضه شد. آلبومي که خيلي خوب فروش کرد و بسيار نقد شد! طرفداران زيادي براي گروه بوجود آورد و هرچه بيشتر گروه را معرفي کرد.
در سال 1986 دومين کار گروه عرضه شد. Peace Sells...But Who's Buying . به اعتقاد کارشناسان بهترين اثر گروه تا به حال. تا جايي که به اين اثر لقب طلا داده شد. اين اثر به جز يک Track تماما ساخته Dave Mustain ميباشد. اثري که به گفته کارشناسان ياد آور شيطان ، تاريکي ، جهنم و پليديست. اين از نام Track هاي اين اثر هم بر ميآيد. بعنوان مثال ميتوان به: Wake up Dead يا Devil's Island اشاره کرد. اين اثر گروه هم به خوبي مورد استقبال قرار گرفت. به خوبي فروش کرد و مورد نقد قرار گرقت.

 


رفته رفته Mustain دچار اعتياد بسيار سختي به هرويين شد. تا حدي که اعتياد وي گروه رو تحت تاثير خيلي بدي قرار داد.. 2 نفر ار اعضاي گروه اون رو ترک کردن و براي بار ديگري ارنج گروه تغيير کرد و با ارنج جديد اثر بعدي گروه عرضه شد.در سال 90 يعني 2 سال بعد از اين اثر اعتياد وي به بالاترين حد رسيد ، تا جايي که Mustain در صدد درمان بر امد و در عرض 1 سال کاملا درمان شد. گروه را مجددا هدايت کرد و دوباره ارنج را تغيير داد. اين بار Marty Friedman به گروه پيوست در نقش گيتاريست گروه. بعد از ورود Friedman به گروه بلا فاصله آلبوم بعدي گروه با نام Rust in Peace عرضه شد. بازهم يکي ار بهترين آثار گروه. اثري که بيش از باقيه آثار از Progressive تاثير پذير بوده.
به عقيده عده اي در اين زمان رقابت شديدي ميان Megadeath و Metallica در جريان بود. کسب موفقيتهاي يکسان در آثارشون هر دو گروه رو جزو بهترين گروهها رقم شده بود. تا جايي که اثر بعدي از Medadeath يعني Countdown to Extinction عرضه شد و پر فروش ترين اثر گروه تا به حال لقب گرفت.
بعد از ورود Friedman به گروه هر چند که همچنان 90% آهنگهاي ساخته شده توسط خود Musitain بود و تمامي آثار بعدي گروه مثل Youthanasia ، The World Needs a Hero ، Cryptic Writings جزو بهترين کارهاي گروه در نظر گرفته شدن و به بالاي جدول بهترين هاي موسيقي راه پيدا کردند.
نهايتا در سال 2002 ، Mustain متوجه اختلال عصبي در دست چپ خود شد و اين امر تا حدي پيشرفت کرد باعت ممانعت وي از نوازنگي گيتار شد. براي مدت کوتاهي گروه رو ترک کرد و نهايتا در آپريل 2002 گروه بعد از چيزي نزديک به 20 سال فعاليت در زمينه موسيقي متال منحل شد.

 


Megadeath يک گروه خوب و قوي متاله. وجود نوازندگان خوبي از جمله خود Mustain يا Kerry King ، Friedman باعث پيشرفت گروه شد. هرچندي برخي ار اين نوارندگان مدتي کمي گروه رو همراهي کردن، اما همه و همه باعث ارتقاي سطح کار گروه شدن. خصوصا Friedman که بعد از ورودش به گروه تاثير بسيار زيادي بر گروه داشت. تمامي آثار بعد از پيوستن وي قابل توجه واقع شدن. نوازندگي گيتار و احساس وي در کنار سرعت و تکنيک چيزي عظيم از وي ساخته است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:33  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

گروه Cradle Of Filth ، به عقيده خيلي ها مساويه با سمبل Black متال! گروه Black متالي در سال 1991 بوجود آمد. خواننده گروه Dani Davey ، گيتار Paul Ryan ، Benjamin کيبرد ، John Richard بيسيست گروه و Darren درامر گروه اعضاي اونو تشکيل ميدادن. ارنجی که بارها و به زودی تغییر کرد ، اما هسته اصلی گروه را پایه گذاری کردن.

گروه در ابتداي کار يک Demo را براي معرفي خودشون عرضه کردند با نام Invoking the Unclean . و اين کار با دو Demo ديگه از گروه ادامه پيدا کرد.درامر ، گيتاريست و بيسيست گروه عوض شدند و به نوعي ارنج گروه تغيير کرد.
سال 1994 و آلبوم The Principle of Evil Made Flesh . اولين کار رسمي گروه. آلبومي که براي عده اي بسيار خشم برانگيز بود. به عقيده بسياري بد نام کننده گروه شد . چون بر اين عقيده بودند که سبک رو به سمت مورد توجه عموم بودن پبش برده و اين کاريه که هميشه باعث افت ارزشهاي کار ميشه. صداي خاص و منحصر به فرد خواننده گروه ، ملودي هاي قابل درک و تکراري ، استفاده از ريف هاي که در Thrash به چشم ميخوره ، استفاده از اشعاري که گاها به شدت غمگينند از خصوصيات بارز اين اثره. در The Forest Whispers My Name استفاده از ريفهاي Thrash به چشم ميخوره. در One Final Graven Kiss ملودي هاي آشنا و تکراري که کار رو به سمت عامه پسند بودن سوق داده ميشه به وضوح ديد. با وجوده کاوري ترسناک و وهم آور. با اين آلبوم به اندازه کافي Cradle براي همه شناخته شد.
روند تغيير ارنج ادامه داشت تا در سال 1997 البوم بعدي گروه با نام Dusk & Her Embrace عرضه شد. به نظر کارشناسان بهترين کار گروه. عقيده دارن Cradle چيزي بيش از گروههاي ديگه براي Black انجام نداده. اما کارهاي اون به خاطر انحصاري که بعضا در کارهاشون موج ميزنه متفاوتند. کاري بعضا غير عادي و نا آشنا اما زيبا. در Heaven Torn Asunder ميشه حس کرد. تا جايي که اين آهنگ رو جزو بهترين هاي Black تا حال ميدونن. استفاده از Keyboard رو براي برخي شنوندگان خسته کننده ميدونن ، اما عقيده دارند اين و جنس صداي خواننده گروه را چيزي براي هدف گروه ميدونند. دقيقا همون چيزي که يک European black metal بايد دارا باشه. اينها دست در دست هم داد تا Cradle رو از عوامل شناخته شدن Black بدونن!

سال 1998 و Cruelty and the Beast . سومين آلبوم رسمي گروه. جوي ملوديک ، قوي ، و در عين حال تاريک! کاري که حتي هواداران سبک هاي ديگه رو هم به سمت خودش کشوند. از اين آلبوم Cruelty Brought Thee Orchids ، Lustmord and Wargasm رو قابل توجه ميدونن. صداي قوي ، کلفت و کاملا مشهود خواننده گروه ، صداي جيغ مانند گروه که از مشخصه هاي Black به حساب مياد ، صداي خواننده زن گروه ، صداي ريفهاي سريع گيتاريست ، حمله هاي سريع درامر يک کاره قوي ارايه داده! کارهاي عموما با يک جوي ملوديک و آروم که با Keyboard تداعي ميشه شروع و رفته رقته و يا به ناگاه سريع ميشه ، در Track ي با نام Lustmord and Wargasm از همين آلبوم ميشه اين رو به وضوح ديد.
کارهاي گروه ادامه پيدا کرد تا آخرين کارهای گروه با نام Damnation and a Day که در سال 2003 و nymphetamine در 2004 عرضه شد. که جزو آلبومهاي قوي اين گروه ميدونن.

 

Cradle هم مانند باقي گروههاي متال از IronMaiden کاور کرده. يکي از محبويترين آهنگهاي IronMaiden با نام Hallowed Be Thy Name که واقعا شاهکاره. اما با همون جو ملوديک ، خشن و سريع. Cradle رو شايد نشه به عنوان بهترين گروه Black نام برد ، شايد نشه اون رو در اين سبک بي رقيب دونست اما بيشک Cradle از پيشگامان اين سبک به حساب ميارن. به عقيده خيلي ها اون بهترين معرف Black و شايد پرطرفدارترين اونها باشه. آلبومهاي مثل Dusk and her embrace و از اين قبيل رو واقعا بي رقيب ميدونن.بيشترين تاثير پذيري گروه را از Alice Cooper و اشخاصي مثل Manson ميدونن. يک گروهي که شايد کارهاش منحصر به خودش باشه . و اين رو مديون صداي قوي و خشن و ويران کننده خواننده گروه ، استفاده منحصر به فرد از Keyboard و نوازندگي سريع گيتار ميدونن.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:7  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

 

گروه تول يکي از بزرگترين گروههاي جنبش Progressive Metal ( متال مترقي ) است . اين گروه در سال 1990 توسط آدام جونز adam jones ( گيتاريست ) ، ماينارد جيمز کين maynard james keenan ( خواننده ) ، پال دَمور ( باسيست ) و دني کَري danny carey ( درامر ) در لوس آنجلس شکل گرفت .
پيشتاز آنها ( ماي نارد جيمز کين ) يکي از ديوانگان موسيقي هارد راک است .
موسيقي آنان خشم آگين و قدرتمند است و با فضاهاي بي نظير ترکيب شده است . ترانه هاي بلند و غير طبيعي ، اشعار پيچيده ، معاني تجريدي و کليپهاي ويدئويی بسيار بسيار عجيب از آنها گروهي خلاف جريان اصلي موسيقي ساخته است .
براي فهميدن اينکه گروه تول از کجا پيدايش شد ابتدا لازم است سعي کنيم مغز تول يعني ماينارد( خواننده و رهبر گروه ) که به شيوني بيرحم مجهز است را بشناسيم . ماينارد در يک خانواده ي متعصب مسيحي و در شهر آکرون از ايالت اوهايوي آمريکا متولد شد و اوقات زندگي اش را در دانشکده وست پوينت و دانشکده ي نظامي ارتش آمريکا گذراند و سرانجام در 1982 به ارتش آمريکا پيوست . اگر همين مساله براي برانگيختن يک جوان به عصبيت نباشد پس بايد اين را هم اضافه کنيد که او در کودکي توسط ناپدري اش مورد تجاوز جنسي قرار مي گرفت! که در ترانه ي ( زندان سکس ) کوشيده ست تا احساس خود را از آن خاطرات تلخ نشان دهد . وي پس از رهايي از ارتش به لوس آنجلس گريخت ، جايي که دوست قديمي اش آدام جونز سعي کرد او را به تجربه اي جديد از موسيقي بکشاند .

 

جونز در فيلمهاي سينمايي مسئول جلوه هاي ويژه ي تصويري و مجسمه ساز بود و در شغل خود يکي از بهترينها بود . کار بر روي جلوه هاي ويژه ي فيلمهاي بي نظيري مانند : ترميناتور 2 ، غارتگر 2 و پارک ژوراسيک ذهنش را بر روي اين موضوع متمرکز کرده بود که مي تواند ويدئوهاي خوبي بسازد .
وقتي ماينارد تصميم گرفت احساسات خود را فرو بنشاند هر دو شروع کردند به نوشتن ترانه هايي و بزودي نيز براي گروه خود يک درامر جستند . چند تا آمدند و رفتند تا اينکه دني کري همسايه ي آنها در کمپاني تحت قراردادشان ZOO در گروهي بنام Green Jello درامر بود براي ورود در گروهشان ابراز علاقه کرد .
چهارمين قطعه ي پازل نيز زماني کامل شد که براي ساخت يک فيلم جستجو مي کردند . آنها در آوريل 1991 باسيست ِ گروه Spokane را از واشنگتن به لس آنجلس و گروهشان منتقل کردند . و حالا ديگر بناي گروه تول کامل شده بود.
آنها با يکديگر به يکباره تول در مسير شهرت قرار دادند . در ماه مارس 1992 آنها آلبوم کوچک اما تاثيرگذار ِ opiate را انتشار دادند . آلبومي با 7 قطعه ترانه که بشدت هرچه تمام تر از سياهي آکنده بود که مي توانست مانند الفباي جديدي براي اين گروه هوي متال بکار رود .
در آوريل 1993 مسيرشان را با شرکت در تور مشهور Rollins Band سرعت دادند و اولين آلبوم بلند خود را با نام Undertow ارائه کردند . سفري عميق به انزواي تاريک روح ماينارد ؛ و بسيار بيشتر از opiate ملوديک . با ترانه هايي بيمار گونه مانند "Sober," "Prison sex” شروع و پاياني گيج کننده با ترانه ي Disgustipated .
جلد اين آلبوم تصويري از مجسمه ي يک قفس ميله اي ترسناک بود که توسط جونز ساخته شده بود .

 

آنها سال 93 در تور Lollapalooza راه خود را پيدا کردند . اجراهاي فراوان زنده شان که با هيجان و ديناميک فراوان همراه بود در کارشان تاثير مثبت داشت . اعضاي گروه آنقدر در اين تورها تلاش کردند تا گروه به روند رو به رشد ثابتي دست پيدا کند .
در آگوست همان سال کليپ ويدئويي Sober در MTV به نمايش در آمد و گروه ، جوايز بهترين گروه تازه وارد و بهترين کليپ موسيقي را از آن خود کرد . قبل از پايان آن سال نيز با دو گروه Fishbone و Rage against machine يک تور گروهي راه انداختند و جاي خود را در ميان گروه هاي پرطرفدار متال باز کردند .
اگرچه 3 سال طول کشيد تا تول آلبوم بعدي خود را عرضه کند اما آنها در اين زمان بيکار ننشستند و Undertow را پلاتينيوم کردند و همچنين دومين کليپ ويديويي را بر روي ترانه ي prison sex ساختند که بلافاصله در 1995 و اينبار هم در MTV جايزه ي بهترين جلوه های بصری را ربود .
در سال 95 باسيست گروه پال دمور از گروه براي مدتي کوتاه جدا شد و به گروه هاي ديگري پيوست . و نزديک به سه ماه بعد جاستين چنسلور justin chancellor عضو تشکيل دهنده ي گروه Peach به گروه ملحق شد و در ماه مي سال 96 تول با عوض کردن تهيه کننده ي خود از کينگ کريمسون کنار کشيد و به استاديوي سيلويا ميسي ، که اولين پروژه هاي غير حرفه اي شان را در گذشته تهيه کرده بود ، بازگشتند . آلبوم بعدي آنها Aenima در اکتبر 96 منتشر شد و بسرعت موفقيت تجاري آلبوم قبلي را پشت سر گذاشت و در جدول فروش به مقام دومي دست يافت . اين آلبوم که گرسنگي عذاب آور هزاران طرفدار گروه را برطرف کرده بود نشان دهنده ي پيشرفت و جاه طلبي عظيم تول چه در موسيقي و چه در اشعار بود و نيز ثابت کرد که سطح سليقه و انتظار طرفداران از تول بسيار بالا رفته است . پس از اين آلبوم بود که گروه مدتي از يکديگر جدا شد و ماينارد گروهي را به نام Perfect Circle A تاسيس کرد .
تول در سال 2001 آلبوم Lateralus را انتشار داد که در آن تک آهنگ خيره کننده ي ( تفرقه ي مذهبي ) Schism برنده ي جايزه ي گرمي براي بهترين ترانه ي متال آلترناتيو در سال 2002 شد .



ماينارد در توضيح پيامهاي گروهشان مي گويد : ما در آهنگها به مسائل متفاوتي اشاره مي کنيم ولي مسئله ي اصلي پيرامون اين جريان است که چرا من در اين جهان زندگي مي کنم ؟ و اگر زنده هستم به خاطر اين دلايل است در غير اينصورت ، هرگز بدنيا نمي آمدم .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:2  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

 

هسته اصلي گروه در دبيرستان كمبريج شكل گرفت.
Syd barrett متولد6 ژانويه 1946 كمبريج انگستان نوازنده گيتار (خواننده) راجرواترز
(Roger waters متولد 9 سپتامبر 1944 Great Bookham،انگلستان نوازنده باس، خواننده) و ديويد گيلمور David Gilmour متولد 6 مارس 1944 كمبريج انگلستان نوازنده گيتار و خواننده) شاگردان اين دبيرستان و باهم دوست بودند. برت و گيلمور قبل از ثبت نام در مدرسه هنر كمبرول Comberwell school of Art با هم بصورت نوازندگان دوره گرد به دور اروپاسفر كردند. در همين حين واترز كه در Regont street polytechnic نقشه كشي مي خواند به همراه همكلاسي هايش Nick Mason (متولد27 ژانويه 1945 بيرمنگهام، انگلستان، درامر) و Rick wright (متولد 28 جولاي 1945 لندن نوازنده كي بورد)گروه R&B به نام Sigma6 را تشكيل داده بودند.
دراولين برنامه آنها كليو متكالف Metcalfe باس مي زد. واترز دراين موقع به نواختن گيتار علاقمند شد و جوليت جيل Juliette Gale (كه بعدها با را يت ازدواج كرد) گيتار مي زد اما تحول اصلي در گروه زماني پيش آمد كه برايان كلوزBrian Close جاي مت كالف راگرفت.
بعد از اسامي مختلف مثل T- set و Screaming Abdabs بالاخره نام گروه به پيشنهاد barrett به Pinkfloyd تغيير يافت كه برگرفته از اسم نوازنده آلبوم جرجيا پينك آندرسون و فلويد کانسهيل است.

 


اولين كارهايشان را با همكاري كمپانيThompson Private Recording با نامهاي "Lucky love "عشق خوشبخت و من يک زنبور ملکه هستم (I am a king Bea) ضبط كردند . با نشر اين آلبوم توجه سازمان خودياری كه مركز آن در مدرسه آزاد لندن بود (Landon free school) را به خود جلب كردند. اعضاي اين موسسه John happy Hapkins و Perte Jenner (پيت جنر) اندروكنيگ Andrew king و جوبويد Joe Boyd بودند .شروع به چاپ روزنامه اي به نام International Times (تايمز بين المللي )نمودند. اين روزنامه در 5 اكتبر 1966 در رندهوس Round house لندن چاپ شد .

با كمك اين روزنامه بود كه Pink Floyd مهمترين كار خود را عرضه كرد در ماههاي بعد در كلوپ Ufo كه تازه تاسيس شده بود شوهائي را اجرا كردند. تك آهنگهايشان با شوها خيلي فرق داشتند تك آهنگ (Arnold Loyne) آرنولد ليون شماره 20 بريتانيا بود. “ بازي اميلي را تماشا كنيد“ ” See Emily Play“ در جولای سال 1967 آهنگ شماره 6 شد. ”سيبها و پرتقالها“ Apples and oranges و مرد سبزي "Vegetable man" آخرين جيغت را بكش “ Scream your last scream تك آهنگهاي بعدي بودند.


بالاخره برت در ماه آوريل همان سال از گروه جدا شد و به تنهايي به كاركردن ادامه داد. آنهابا نبودن ترانه سراي اصلي شان باز هم به كار خود ادامه دادند. و آهنگهاي " كنترل قلب خورشيد" را در دست بگير“Set the control for the heart of the sun “ و ” It would be so nice“(خيلي خوب مي شد) را اجرا كردند. در آسمان به من اشاره كن (Point me at the sky) اولين آلبوم از سري آلبومهاي آنها ساخته Ron Geesin رون گيسين بود. اين آلبوم شامل آهنگهاي كلاسيك بود كه يكي از برجسته ترين آنها ”يكي از همين روزها“ (One of these Days) و آهنگ حماسي Echoes (پژواك) نام داشت.
آلبوم "قسمت تاريك ماه" Dark side of the Moon بيش از 25 ميليون كپي فروش كرد كه يكي از پر فروش ترين آلبومها بود. بعد از آن آهنگ"الماس خارق العاده ات را بدرخشان" (Shine your Crazy Diamond) در تحسين و تشكر از برت ساخته شد.
بعد از آن آهنگ ” سيگار بكش“ (have a cigar) بود كه (روي هارپر) Roy Harper آن را ساخت و اوج هنر اين گروه محسوب مي شود. بعد از انتشار مجدد تك آهنگهاي Cats & Dogs سگها و گربه ها اين گروه بعنوان يكي از موفق ترين گروههاي دنيا به خاطر اينكه با جنبش بانك 1967 به مخالفت پرداخت مورد انتقاد قرار گرفت. تك آهنگ ”آجر ديگري در ديوار“ Another Brick in the wall نه تنها جان دوباره اي به گروه بخشيد بلكه آهنگ شماره 1 نيز شد.

اين موفقيتها دشمني داخلي كه بين اعضای گروه پيش آورده بود را حل نكرد. دشمني ديرينه بين وارترز و رايت كه همراه برت گروه را ترك كرد، منتهي به رفتن رايت در سال 1979 شد.
ريک رايت رفت و بعد از ان گروه البوم final cut را بيرون داد و بعد جدلها بيشتر از پيش قدرت گرفت.راجر فکر می کرد که گروه در حال منحرف شدن از مسير اصلی خود است و گيلمور راجر را به خودخواهی و تک روی متهم می کرد.فلسفه ی اوليه پينک فلويد را راجر اين طور بيان کرده بود: ((اگر ما نتوانيم اشعاری در مورده مسايل گريز ناپذير زندگی بشر بسرايیم و بخوانيم ديگر کاری برای انجام نخواهيم داشت))گيلمور در جايی گفته:((او گروه را قائم به خود ميدانست و همين امر ادامه ی کار را ناممکن ميکرد راجر ميخواست پينک فقط با نام او باشد))

 

راجر از ابتدای شهرت گروه اعتراض خودش را چه در اهنگها و چه در مصاحبه ها اعلام ميکرد:((در يک تور[در امريکا] دائم به افراد ميگفتم:از اين تور خوشم نمی ايد...و انها ميگفتند:ا!راستی؟ميدونی امروز بيشتر از چهار ميليون دلار کاسب شديم؟..ميدونی ۹۸۰۰۰ هزار تماشاچی يعنی چه؟؟...و به مرور زمان برای من معلوم شد که تنها چيزی که برای انها مهم است پول است که دليل روی اوردن من به موسيقی نبود))

 

بعد از البوم final cut راجر اعلام ميکند که گروه از مسير خودش کاملا منحرف شده و بايد گروه منحل بشه.دو مرد ديگر (گيلمور و ميسون)مخالفت می کنند .راجر در يک سمت خواهان امتياز پينک بوده و ان دو نفر در سمتی ديگر.سرانجام راجر در انتها اعلام کرد که امتياز استفاده از نام پينک را نمی خواهد.گيلمور در اين مورد می گويد:((وکلايش به او فهماندند که هيچ شانسی برای پيروزی ندارد در نهايت پولی هم به او داديم او دليل محکمه پسندی برای دادگاه نداشت.گروهی که توانسته سالهای سال با موفقيت به کارش ادامه دهد دليلی ندارد به دليل خروج يکی از اعضايش متوقف شود و بقيه اعضای گروه از کار بازبمانند))

شايد بزرگترين گروه موسیقيه راک با رفتن نظريه پرداز -اهنگساز و ترانه سرای خود به پايان راه رسيد.راجر بعد از ان با گروهی جديد مسير قبلی خويش را ادامه داد و ديگر اعضا نيز با نام پينک کار خود را ادامه دادند.
مانسون و گليمور هم آلبومهاي شخصي توليد كردند.اما هيچكدام از اينها به اندازه كار گروهي شان موفق نبود.
در سال 1987 Gilmour و Mason تصميم گرفتند دوباره كار با يكديگر با نام Pink floyd را شروع كنند. Wright هم برگشت اما اين بار استخدام قرار دادي شد.
اين بار برنامه هاي آنها مانند قبل موفق نبود. در سال 1994 (ناقوس جدائي)Division bell را منتشر كردند كه يكي از بهترين آثار Pink floyd شناخته مي شود.
تورهاي جديد و شوهاي جديد آغاز شد ولی موزيك Pink Floyd زماني قابل توجه تر است كه نتيجه يك كار گروهي باشد.



 

جمع آوری شده بوسیله : مسعود شطرنجی                                        Muster : Masoud Shatranji

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:51  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

 


ایده Nightwish در جولای 1996 در نیمه شبی که Tuomas با دوستانش در یک Campfire واقع در فنلاند می گذراندند متولد شد. سه آهنگ اول که حالت موسیقی آکوستیک داشت بین اکتبر و دسامبر 1996 ضبط شد. در آن زمان گروه سه عضو داشت:
Tuomas Holopainen ،Tarja Turunen ، Erno Vuorinen

سعی Nightwish بر این بود که موسیقی بهتر از آنچه که هست به نظر برسد. Jukka Nevalainen به عنوان درامر به گروه آمد و از گیتار الکتریک بجای اکوستیک استفاده شد. در آوریل سال 1997 گروه برای ضبط اولیه آلبوم Angels Fall First که از هفت آهنگ تشکیل شده بود به استودیو رفت. در may 1997 گروه یک قرارداد ضبط با Spinefarm برای دو ضبط امضا کرد. در آگوست همان سال گروه به استودیو رفت و چهار آهنگ جدید ضبط کرد. قبل از پخش Angels Fall First یک تک آهنگ با نام The Carpenter منتشر کرد و توانست در جدول بهترین تک آهنگهای فنلاند رتبه هشتم را بدست آورد. آلبوم Angels Fall First در اوایل نوامبر منتشر شد و در جدول بهترین آلبوم های فنلاند رتبه 31 را بدست آورد.

 

در آن زمان فعالیت گروه کمتر شد چون Jukka و (Emppu (Erno Vuorinen در ارتش بودند و Tarja مشغول تحصیلات خود بود. در همان زمان Nightwish قرارداد خود را با Spinefarm برای سه ضبط تمدید کرد.

در تابستان 1998 یک بیسیست بنام Sami Vanska به گروه ملحق شد. تابستان آن سال گروه به تمرین پرداخت و در اوایل آگوست برای ضبط جدید آهنگها به استودیو رفت که تا اواخر اکتبر به طول انجامید. در تاریخ 7 دسامبر آلبوم جدیدی با نام Oceanborn منتشر شد که همگان از موفقیت آن متعجب شدند. آلبوم تا رده پنجم جدول آلبومهای رسمی فنلاند بالا رفت و تک آهنگ Sacrament of Wilderness برای هفته ها رتبه اول را به خود اختصاص داد!

دربهار1999 Oceanborn به خارج از فنلاند نیز منتشر شد . درآگوست تک آهنگ sleeping sun در آلمان منتشر شد که آهنگهای Walking in the Air, Swanheart و Angels Fall First را همراه داشت که فقط در آلمان 15000کپی از آن دریک ماه به فروش رسید.در اوایل سال 2000 گروه برای ضبط سومین آلبوم درباره به استودیو رفت. در این زمان بود که Sami Vanska با Marco Hietala عوض شد و از آن زمان Marco به عنوان بیسیست در گروه باقی مانده است. در ماه may آلبوم جدیدی با نام Wishmaster منتشر شد و تور آن از Kitee (جایی که گروه متولد شد) شروع شد. Wishmaster در جدول آلبوم های فنلاندی تا رتبه یکم بالا رفت و برای سه هفته باقی ماند.پروژه بعدی Nightwish در آن سال ضبط کنسرت زنده بروی DVD و VHS درفنلاندبود.

 

در مارس 2001 گروه برای ضبط ورژن جدید خود از موسیقی Gary Moore آلبوم "Over The Hills And Far Away" همراه با دو آهنگ جدید و یک دوباره نوازی از آهنگ Astral Romance از آلبوم Angels Fall First دوباره به استودیو رفت در ماه June منتشر شد. در تابستان 2002گروه بار دیگر قرارداد خود را برای یک آلبوم کامل با Spinefarm تمدید کرد.

آلبوم بعدی Nightwish با نام Century Child در ژانویه 2002 شروع به ضبط شد که چهار ماه بعد منتشر شد که دو هفته اول 30000 کپی از آن به فروش رسید و فروش آن همان طور ادامه یافت که باز هم در جدول بهترین های تک آهنگ و آلبوم خوش درخشید (در آلمان رتبه پنجم و در استرالیا رتبه پانزدهم). Century Child در سال 2002 با حدود 59000 نسخه دومین آلبوم پرفروش فنلاند بود.

 

آخرین آلبوم once ، Nightwish نام دارد که این آلبوم در سال 2005 با یک تور بزرگ شامل 150 کنسرت در همه کشورها همراه می باشد.

 

جمع آوری شده بوسیله : مسعود شطرنجی                                        Muster : Masoud Shatranji

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:27  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
 


جو ستريانی Joe Satriani در پانزده جولای 1956 در Westbury وست بری نيويورك متولد شد. در سن چهارده سالگی (1970) پس از مرگJimi Hendrix ، گيتاريست افسانه ای راك و آشنا شدن با موسيقی او، به راك و نوازندگی گيتار (همانند اينگوی مالمستين Yngwie Malmsteen) علاقه مند شد، تيم فوتبالی را كه در آن بازی می كرد ترك گفت و به سراغ گيتار رفت.
او پس از مدت كوتاهی، تقريبا يك سال، به تدريس نوازندگی گيتار به ديگران در وست بری پرداخت. جو برای هر جلسه تنها 5 دلار دريافت می كرد. استيو وای Steve Vai يكی از شاگردان او در اين دوره است كه هر دوی آنها به يك دبيرستان می رفتند.
جو در سال 1974، زمان كوتاهی را نزد دو نوازنده بزرگ Jazz مدرن، Billy Bauer (نوازنده گيتار) و Lennie tristano (آهنگساز و نوارنده پيانو) به يادگيری تكنيكهای نوازندگی و آهنگسازی گذراند. در سال 1978 به برِكلی در كاليفرنيا رفت و در آنجا به مدت 10 سال به آموزش گيتار پرداخت.

ستريانی در اين مدت شاگردان زيادی را تربيت كرد كه معروفترين آنها عبارتند از : Kirk Hammett (گيتاريست گروه Metallica)، Larry Lalonde (گيتاريست گروه Primus)، David Bryson (گيتاريست گروه Crows Counting)،Charlie Hunter گيتاريست Jazz ،Alex Skolnick (گيتاريست فعال Heavy Metal كه در گروههايی مثل Megadeth, Slayer, Judas Priest, White Zombie فعاليت داشته است) و Stuart Hamm (نوازنده Bass كه هم اكنون در گروه Joe Satriani ، Bass می نوازد) او در سال 1979 گروهی پاپ به نام The Squares با همكاری Jeff Compitelli به عنوان نوازنده درام (كه هنوز هم درامر گروه ستريانی است) و Andy Milton نوازنده Bass تشكيل داد.
نخستين آلبوم او در سال 1984 يك آلبوم EP به نام Joe Satriani بود، شامل پنج آهنگ كه توسط شركت شخصی خودش، Rubina (بر گرفته از نام همسرش)، منتشر شد. يك سال بعد در سال 1985 ضبط اولين آلبوم كاملش را در Relativity Records به پايان رساند و آلبوم در پانرده ماه بعد در نوامبر 1986 به بازار آمد. جو كه توسط دوستش Vai به Relativity Records معرفی شده بود هزينه اين آلبوم را با سرمايه شخصی اش تأمين كرده بود. سپتامبر همان سال ستريانی به همراه گروه پاپ ـ راك Greg Kihn چند تور برگزار كردند.
در اكتبر سال1987، Surfing With Alien، آلبوم بعدی جو توسط Relativity Records منتشر شد و به سرعت او را به شهرت رساند. اين آلبوم بيش از يك ميليون نسخه در امريكا به فروش رفت و پلاتينيوم شد و در سطح جهانی جو را به عنوان يك عنوان يك نوازنده بزرگ گيتار مطرح ساخت. اين آلبوم برتريهای جو را در آهنگسازی، اجراهای گوش نواز، سريع و با ابهت به خوبی نشان داد. مدت زيادی از انتشار آلبوم نگذشته بود كه جو به سوژه مجلات معتبر گيتار از جمله Guitar Player ،Guitar World ،Musician و... تبديل شد. Surfing With Alien به موفق ترين آلبوم Rock-Instrumental تبديل شد. آثار جو به واسطه قابليت خيره كننده اش در نواختن آنچه احساس می كند و آنچه مردم می خواهند بسياری از آرزوهايش را برآورده كرد و موفقيتهای اقتصادی فراوانی برايش به همراه آورد.
در ماههای فوريه، مارس، سپتامبر و اكتبر سال 1988 جو در دو تور با Mick Jagger كه از Rolling Stones جدا شده بود به عنوان نوازنده Lead Guitar شركت كرد. در نوامبر 1988 او آلبوم Dreaming #11 را منتشر كرد كه سه آهنگ آن در 11 ژوئن همان سال در تور Surfing With Alien در San Diego ضبط شده بود. اين آلبوم دومين نامزدی جايزه Grammy را نصيبش كرد. همچنين در اين سال در يكی از آلبومهای Stuart Hamm بنام Radio Free Albemuth برای سه آهنگ گيتار زد.
اكتبر 1989 آلبوم بعدی جو بنام Flying in a Blue Dream منتشر شد كه به زودی به آلبوم موفقی تبديل شد. به خاطر اين آلبوم او برای سومين بار نامزد جايزه Grammy شد و آلبوم جو بيش از 000/750 نخسه به فروش رفت. در اين آلبوم ستريانی در شش آهنگ به عنوان خواننده هم ظاهر شده است. سال 1991 ستريانی به همراه Vai در آلبوم Hey Stupid با Alice Cooper همکاری کردند. پس از تقريبا دو سال نوشتن و ضبط، آلبوم بعدی جو آماده شد. جولای 1992 آلبوم The Extremist به بازار آمد و به يكی از بزرگترين موفقيت های تجاری او تبديل شد. آهنگ Summer Song چهارمين نامزدی جايزه Grammy را نصيب او كرد. از اين آهنگ بعدا در تبليغ واكمن Sony استفاده شد.


سال 1993 در ماه اكتبر آلبوم Time Machine (دو CD) با آهنگ هائی جديد و چند اجرای زنده به بازار آمد. اين آلبوم به موفقيتهای زيادی دست يافت و پنجمين نامزدی Grammy را نصيبش كرد. سال 1994 ستريانی به همراه گروه مطرح هارد راك Deep Purple به جای گيتاريست گروه Ritchie Blackmore در چند تور در ژاپن و اروپا شركت كرد و پس از آن دوباره بر سر كار خود برگشت. او با Deep Purple هيچ ضبط استوديويی نداشت.
اكتبر سال 1995 هفتمين آلبوم او با نام Joe Satriani منتشر شد. تهيه كنندگی اين آلبوم را Glyn Johns بر عهده داشت و آهنگ My Worid برای جايزه Grammy نامزد شد. Glyn Johns تهيه كننده افسانه يی را كه قبل از اين تهيه كننده آلبومهای Honk Tonk Woman و Jumping Jack Flash (Rollin Stones) ،Let It Be (The Beatles) و آلبوم Led Zeppelin بوده است.
اكتبر سال 1996 تور بزرگ G3 (مخفف Ghiddrah 3 به معنای سه گيتاريست) با شركت Vai دوست قديمی جو و Eric Johnson در آمريكای شمالی در مقابل جمعا 90 هزار تماشاچی 24 بار اجرا شد. همچنين مه 1997 تور G3 در اروپا با همراهی Vai و Adrian Legg برگزار می شود. 15 ژوئن 1997 تور G3 به همراه Vai، و گيتاريست جوان سبك راك - بلوز Wayne Shephard Kenny از پيروان Steve Ray Vaghaun و نوازنده ديگری بنام Robert Fripp (گيتاريست و نوازنده كيبورد سبك Progressive Rock/ Art Rock ، نوازنده گيتار در گروه مطرح King Crimson بين سالهای 69 تا 74) در امريكا شروع می شود و در نوامبر همان سال خاتمه می يابد. آلبوم G3 in Concert در ژوئن 1997 منتشر شد.
اين آلبوم شامل يكی از كنسرتهای تور G3 در سال 96 به همراه Vai و Johnson بود كه تحسين همگان را بر می انگيخت. در اين آلبوم هر كدام از اين سه گيتاريست سه آهنگ را با گروه خود اجرا كردند و در آخر بطور دسته جمعی آهنگهای:
Going Down ،Red House و My Guitar Wants Kill Your Mama را اجرا كردند.

سترياني در سال 96 با Pat Martino نوازنده بزرگ Jazz در ضبط دو آهنگ Ellipsis و Never & After برای آلبوم All Sides Now همكاری كرد. همچنين در نوامبر همان سال آلبوم A ـ Merry Axemas Guitar Christmas به كوشش Vai منتشر شد كه در آن 11 نوازنده برتر گيتار از جمله Jeff Beck ، Eric Johnson ، Steve Morse ، Richie Sambora ، Brain Setzar Orchestra ، Wayne Shephard Kenny و Satriani هر كدام يكي از آهنگهای كلاسيك كريسمس را انتخاب و اجرا كردند. فوريه سال 1998 تك آهنگ (Single)Ceremony (از آهنگهای Crystal Planet) در امريكا عرضه شد و به دنبال آن در مارس 1998 هشتمين آلبوم جو، Crystal Planet به تهيه كنندگي Mick Fraser (تهيه كننده G3 ، Metallica ، AC/DC) منتشر شد. در همان ماه آهنگ Summer Song نامزد جايزه Grammy شد و تور بزرگ Crystal Planet در آمريكا آغاز شد.


در ماه مي سال 1998 تور G3 در اروپا همراه Uli Jon Roth (گيتاريست گروه Scorpions) و Michael Schenker (گيتارست معروف گروههای Scorpions,UFO) برگزار شد. از نكات استثنائي اين تور اين بود كه در لندن Brain May (گيتاريست گروه Queen) و در فرانسه Patrick Rondat (گيتاريست سبك Newage که در دو آلبوم Jean-Michel Jarre همكاری داشته) به عنوان نوازنده مهمان اجرا داشتند. در ماه جولای همان سال ادامه تور Crystal Planet برگزار شد. همچنين آهنگ A Train Of Angles (از آلبوم Crystal Planet) در سال 1999 نامزد جايزهGrammy شد.


14 ژوئن سال 2000 يكي ديگر از آلبومهای سترياني Engines of Creation، توسط Epic منتشر شد. در هزاره جديد سبك سترياني هم در اين آلبوم تغيير كرد و زمينه شناخته شده راك آهنگهايش جايش را به زمينه تكنو و الكترونيك داد، البته با همان ملودی های سرعتي، با ابهت و (سترياني يي). اين آلبوم شايد برای خيلي ها به خصوص گيتاريست ها، بيگانه باشد. او در اين اثر به دنيای DJ ها و Re-mixer ها پا نهاده و با استفاده از استعداد و خلاقيتش بين گيتار و تكنو، پيوندی به وجود آورده است.

 

 

سال 2001 در ادامه تورهای G3 سترياني و دوست باوفاش Vaiاين بار با John Petrucci (گيتاريست گروه Dream Theatre) به برگزاری تور پرداختند. اجرای زنده بعدی سترياني Live In San Francisco بود كه در 19 ژوئن 2002 عرضه شد. لازم به ذكر است كه جو قبل از San Franciscoبا گيتاريست های زبردستي همچون ويني مور Vinnie More و دوست هميشگي خودVai اقدام به اجرای زنده ديگری كردند. نكته قابل توجه اين كنسرت اين بود كه علاوه بر نوازنده بيس جو، بيسيست گروه ويني هم حضور داشت، يعني اجرای آهنگها به همراه دو بيس كه در نوع خود بي نظير است.

 

آخرين آلبوم سترياني با نام Strange Beautiful Music در 25 ژوئن سال 2002 و با سبك Rock-Instrumental روانه بازار گرديد. جو سترياني با ارائه اين آلبوم 59 دقيقه ای اعم از 14 آهنگ بار ديگر به دنيای موسيقي خود را بعنوان استاد مسلم گيتار الكتريك نشان داد. آهنگهای Oriental Melody, Chords Of Life, You Saved My Life مهر تائيدی بر آهنگسازی اين آلبوم مي زند. سترياني با ارائه اين آلبوم نشان داد كه هنوز توانايي های خود را در ساخت آهنگهای جاوداني از دست نداده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:49  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

**English
Amy Lee : Vocals & Piano  
Ben Moody : Lead Guitar
John LeCompt : Guitar
Rocky Gray : Drums

متاسفانه متن اصلی (انگلیسی) در دسترس نمی باشد

فارسی**
امی لی : خواننده و پیانو
بن مودی : گیتار لید
جان لیکامپت : گیتار ریتم
راکی گری : درام

محو تدریجی - Evanescence


اولين جرقه هاي تشکيل گروه از آشنايي پسري 14 ساله به اسم Ben Moody ودختري 13 ساله به اسم Amy Lee آغاز شد. گروه کار خودشو در کافه ها و محلهاي کوچک شروع کرد.

در آن زمان پدر Amy کمک کرد تا چند تا از ساخته هاي دخترش بصورت ترانه در بياد و استقبال خيلي خوبي هم از اين آهنگ ها شد واين سرآغاز محبوبيت و دلگرمي گروه شد.از خصوصيات اين آهنگها، که در پيشرفتشان سهم بسزايي داشت ،اين بود که بهيچ وجه تقليدي نبودند و نوعي نوآوري محسوب ميشد.

Evanescence با صدای رمزآلود و فوق العلاده Amy Lee و آهنگهاي غني و هارمونی خوبی که داشت خيلی زود طرفداران زيادی پيدا کرد و معروف شد و اولين البوم خود را با نام "Origin" منتشر کرد وبه نيويورک آمد تا بتونه کار خودشو در فضاي بازتر و امکانات تبليغاتي بيشتري ادامه بده.

John Lecompt بعنوان گيتاريست دوم Will Boyd بعنوان نوازنده گيتار Bass و Rockly Gray بعنوان درامر اعضاي جديد گروه بودند و کمک کردند که Amy و Ben به آرزوهاي خود و تصويري که از آينده گروه در ذهن خود داشتند، در واقعيت برسند.

گروه آلبوم بعدي خود را با نام "Fallen" در فوريه 2003 منتشر کردکه دو تا از آهنگهاي اين آلبوم بعنوان موسيقي متن فيلم "Dare Devil" انتخاب شد.

اخيرا Ben moody گروه را ترک کرده و شايعه شده علت آن متمرکز شدن بيش از حد تبليغات روي Amy Lee بوده بعنوان مثال بيشتر پوسترهاي گروه فقط روي صورت Amy تنظيم شده و بقيه اعضاء تقريبا در پشت زمينه و بصورت محو (Fade) ميباشند. ولی علت اصلی جدايی توافق نداشتن Ben و Amy در مورد آينده گروه چه از نظر هنری و چه از نظر نوشتن موسيقی بوده.

اگر اطلاعات بیشتری دارید من رو در جریان بگذارید

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:33  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من متولد سال 1989 هستم ، یه گروه موسیقی به نام ماورا یا همون Ultra دارم ،خوشحال میشم در مورد موضوعات این وبلاگ نظر بدید...

پیوندهای روزانه
شماره رند موبایل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
آرشیو موضوعی
بیوگرافی - biography
معنی اشعار - Lyrics Translate
اشعار انگلیسی - English Lyrics
پیوندها
سایت گروه متالیکا (انگلیسی)
سایت گروه اونسنس (انگلیسی)
تصویری از گروه Broken Ring...USB...!?
یبوگرافی Night Wish
بیوگرافی Cradle Of Filth
بیوگرافی Tool
بیوگرافی Pink Floyd
بیوگرافی MegaDeath
شماره رند موبایل
ّبیوگرافی مرلین منسون
زندگی نامه جیمز هتفیلد خواننده و نوازنده گیتار الکتریک گروه متالیکاasasdasdasd
زندگی نامه اعضای کنونی گروه متالیکا بصورت جدا گانه
معنی Turn The Page از متالیکا
سبک شناسی موسیقی راک - Rock Stylistics
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM